{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p3

فلیکس:آفرین حالام برو بخواب
ا.ت:چشم
..................
ویو ساعت 2 شب:
آدم ترسناکی بود اصلا بابام به حساب نمیومد آخه چطوری میتونم اونو بابام بدونم(همونطور که ما اونو شوهرم میبنیم دیگ-) این قانونا ینی بشینم زل بزنم به دیوار اسمش چی بود؟؟؟ فلیکس؟ اسمش عجیبه من فقط اسم و فامیلیشو میدونم و راجبش هیچ چیز دیگه ای نمیدونم راستی گفتش که اینجا صبا شلوغه؟ ینی میتونم درموردش اطلاعات گیر بیارم؟؟
غریبه:*در زد*
ا.ت:بله؟
غریبه:میتونم بیام؟
ا.ت:بفرمایید
غریبه:*تعظیم* سلام من پارک دایون هستم خدمتکارتونم هرکاری داشتید میتونین به من بگین
ا.ت:سلاممم چرا رسمی حرف میزنی دوستانه باش تو عملا دوستم به حساب میای*لبخند
دایون:ببخشید اما آقای لی به من همچین اجازه ای ندادن
ا.ت:منم دختر آقای لی هستم لی ا.ت و بهت میگم دوستانه باش دیگهههه من اینجا هیچکسو نمیشناسمممم لطفاااا
دایون:خیلی خب باشه*لبخند
ا.ت:مرسیییی میشه یه سوال بپرسم؟
دایون:آره حتما
ا.ت:تو چند سالته
دایون:20
ا.ت:چیییییی واقعا؟
دایون:آره خیلی کوچولوعم؟ *خنده
ا.ت:نه نه منظورم اینه چیشد که اومدی اینجا؟
دایون:خب راستش کسی نمیاد اینجا آقای لی خودش انتخاب میکنه کیو بیاره و هرکیو انتخاب کنه بخاطر دلایل امنیتی نمیتونه از اینجا خارج شه
ا.ت:وااااا ینی چیییی
دایون:آره دیگه
ا.ت:میگم تو میدونی چند سالشه؟؟
دایون:آره 25
ا.ت:چجوری قراره حس کنم بابامه وقتی 10 سال فقط باهم فاصله داریم
دایون:ا.ت مراقب خودت باش *نگران
ا.ت:چرا؟ چیزی شده؟
دایون: اگه به حرفاش گوش ندی اتفاقای خوبی واست نمیفته پس سعی کن خطا نکنی
ا.ت:چه اتفاقی مثلا قراره بیفته؟ ها
دایون:اون برای خوشگذرونی هرکاری میکنه هرکاری
فلیکس:*از در اومد تو* خانم پارک...
دایون:ب ب بله
فلیکس:حس نمیکنین خیلی اینجا موندین؟
دایون:*تعظیم* ببخشیدددد الان میرم
فلیکس:نه صبر کن کارت دارم*خنده*
دایون:*افتاد به پای فلیکس* ببخشید قربان دیگه تکرار نمیشه ببخشید...
فلیکس:*خنده*
ا.ت:تقصیر اون نیست من مجبورش کردم بمونه توروخدا باهاش کاری نداشته باشین
فلیکس:کسایی که زیاد اطلاعات میدن یا مجازات میشن یا حذفشون میکنم *رو به بادیگاردا* اینو ببرینش جای همیشگی
بادیگارد:چشم قربان پاشوووو
ا.ت:*گریه* نه ... نبرینش توروخدا
فلیکس:درم ببندین *درو بستن*
ا.ت:تقصیر هق من بود بخدا هق
فلیکس:مگه نگفتم حق نداری سوال بپرسی؟؟
ا.ت:بببله ببخشید دیگه تکرار نمیشه
فلیکس:از کجا مطمئن باشم هوم*نزدیک شد بهت*
ا.ت:*ترس* قول ... قول میدم
فلیکس:نه دیگه اینجوری که حال نمیده من یه فکر بهتر دارم*لبخند
ادامه داره...
دیدگاه ها (۴)

p4

...

...

p2

#درخواستی #تکپارتی وقتی خواهرشی و توی بار میبینتت و..... ا/ت...

ادامه تکپارتی.. ا/ت: تو.. تو الان منو زدی مینسو: مامانی..هق....

"سرنوشت "فصل ۲ P,8...ا/ت : حیحی .... شما ها لباس نمیخاین ؟؟....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط